از زمانی که اینترنت ها را وصل کردن امروز مورخ 04/20 توانستم به وبلاگم دست پیدا کنم چند تا خواب دیدم که اصلا نتوانستم ثبت کنم ولی از امروز دوباره شروع می کنم به ثبت کردن
در این مدت یک بار خواب دیدم در صف نانوائی هستم و دارم نان می گیرم ببعد خواب دیدم درارم جوجه کباب می خورم در اداره خواب دیدم شوهر خاله همسرم به نام سیرو خان در اشغال ها دنبال چیزی می گشت بعد به خانه ای در یک مکان عرب نشین رفت و از انجا به آسمان رفتبعد خواب دیدم که یک خانه ای را بمباران کردند که در آن پر طلا بود دست کردم طلاها را
برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 7:10

دیشب مورخ 05/04/20 خواب دیدم شرکت به من و همکارم کیک داده چه کیک بزرگی من یک تیکه بسیار بزرگ برداشتم و خوردم و بعد بقیه اش را به رستوران بردیم برای اینکه خراب نشود دیدم در آنجا هم خیلی کیک دیگر بود و بقیه بچه ها هم کیک هایشان را اورده بودند انجا
امروز مورخ 04/22 به همکارم حکم سرپرستی دادند و خدا را شکر حقوقش زیاد شد
برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 7:10
دیشب مورخ 04/27 خواب دیدم داشتم با یک خانمی در ده سکس می کردم بعد یاد همسرم افتادم از خونه زدم بیرون چند سگ به من حمله کردن با یک کنده درخت بهشون حمله کردممجدد خواب دیدم با دخترم رفتیم ژاپن مجدد مجبور شدیم برگردیم ایران
دیشب مورخ 05/03 خواب دیدم رفتم کلی از وسایل احمدی نژاد را برداشتم و بردم فروختم، همه می گفتند نمی ترسی ، گفتم نه اینهمه اینها خوردند حالا من بخورمدیشب مورخ 05/08 خواب دیدم با مادرم در خانه نشسته بودیم که عموی مرحومم با همسرش آمدند و خبر فوت پدرم را دادند خیلی گریه کردم بعد پیش خ
برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 7:10